Die Redewendung 'in Fleisch und Blut übergehen' bedeutet, dass etwas zu einer Gewohnheit oder Routine wird. Es ist so fest in einer Person verankert, dass es Teil ihrer Natur oder ihres Wesens wird.
عبارت 'در گوشت و خون رفتن' به معنی این است که چیزی به یک عادت یا روال تبدیل می شود. این به شدت در یک فرد جا می افتد که بخشی از طبیعت یا هستی او می شود.
The phrase 'to become second nature' means that something becomes a habit or routine. It is so deeply ingrained in a person that it becomes part of their nature or being.
Das tägliche Joggen am Morgen ist für ihn in Fleisch und Blut übergegangen.
دویدن هر روز صبح برای او به گوشت و خون تبدیل شده است.
His daily morning jog has become second nature to him.
🎉 خبر خوب!
ما چند تغییر کوچیک اما مهم تو سایت ایجاد کردیم 😊
🔹 اخبار روز (بدون نیاز به ثبتنام)
از این به بعد میتونید آخرین اخبار روز رو مستقیم تو سایت دنبال کنید — حتی بدون ساخت حساب کاربری.
🔹با ثبتنام، اول از همه تبلیغات رو دیگه نمیبینید.
🔹 امکانات اختصاصی برای اعضا
قراره بهزودی قابلیتهای بیشتری اضافه بشه.
مثلاً همین الان بهصورت آزمایشی بخش تصحیح متن فعال شده که بعداً فقط برای کاربرهای ثبتنامکرده در دسترس خواهد بود.
🔹 پیگیری پیشرفت شخصی
با داشتن حساب کاربری، میتونید ببینید
چند کلمه در روز سرچ کردید یا
چه نتایجی از تصحیح متن گرفتید
و روند پیشرفت خودتون رو بهمرور زمان دنبال کنید 📈
✨ بخش تصحیح متن آمادهست و میتونید همین حالا ازش استفاده کنید.
این وبسایت از کوکیها برای بهبود تجربه کاربری، جمعآوری آمار بازدید از طریق سرویسهای گوگل و نمایش تصاویر از Wiktionary استفاده میکند. با پذیرش شما به بهتر شدن سرویس کمک میکنید.