Worter
Wort

eine Rolle spielen

Persisch
[1] نقش داشتن
[2] نقشی بازی کردن
[3] کاره‌ای بودن
Persisch Beispiel
Rußland spielt bei Atomgesprächen keine Rolle. روسیه در مذاکرات هسته‌ای کارهآی نیست.